تبليغاتX
مهتاب

مهتاب

رهپویان شهدا

عشق يعني

عشق يعني يك سلام و يك درود

عشق يعني درد و محنت در درون

عشق يعني يك تبلور يك سرود

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني يك شقايق غرق خون

عشق يعني زاهد اما بت پرست

عشق يعني همچو من شيدا شدن

عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

عشق يعني بيستون كندن بدست

عشق يعني آب بر آذر زدن

عشق يعني چون محمد پا به راه

عشق يعني عالمي راز و نياز

عشق يعني با پرستو پرزدن

عشق يعني رسم دل بر هم زدن

عشق يعني يك تيمم يك نماز

عشق يعني سر به دار آويختن

عشق يعني اشك حسرت ريختن

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني مستي و ديوانگى

عشق يعني خون لاله بر چمن

عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

عشق يعني با گلي گفتن سخن

عشق يعني معني رنگين كمان

عشق يعني شاعري دلسوخته

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني سوز ني آه شبان

عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

عشق يعني ديده بر در دوختن

عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني انتظار و انتظار

عشق يعني هر چه بيني عكس يار

عشق يعني سوختن يا ساختن

عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني با جهان بيگانگى
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 9:14  توسط مهتاب  | 

دلنوشته محرم

سلام اي مهربانترين مهربانان

دلم برايت تنگ شده بود گفتم اندكي باتو بگويم از آنچه با ديگران نمي توانم گفت!

چند روزي است وارد ماه محرم شده ايم و دوستدارانت عزادار عزيزترين بنده ات هستند

و من اما ....!

نمي دانم چه بگويم آيا واقعا من هم عزادار اويم يانه عزادار خويشتنم

باتو توان دروغ گفتنم نيست پس ريا چرا؟

معبودا دلم گرفته ازهمه چيز وهمه كس ،باتمام وجود نيازمند گرماي وجودت هستم

تنهايم مگذار.

وقتي سري به عاشورا ميزنم چيزي به قلبم نه به تمام وجودم چنگ ميزند

به راستي آيا امام حسين(ع)شهيد شد كه فقط ما برايش وبه مظلوميتش بگرييم؟

دلم ميگيرد وقتي به اين موضوع فكر ميكنم راستش تازه آن زمان است كه به مظلوميت واقعي امام حسين پي ميبرم آري امام را ما مظلوم نموديم وقتي هنوز هم با گذشت اين همه زمان از عاشورا پي به علت قيامش نبرديم

نفهميديم وقتي گفت :اگردين نداريد لاقل آزاده باشيد. منظورش مردم تمامي اعصار بود

صداي شيون زنان ودختران آواره ومظلوم غزه به گوشمان ميرسد اما فقط ياد گرفته ايم ببينيم وبگذريم به ما چه كه در آن سر دنيا چه اتفاقي مي افتد، ما كه شيعه هستيم ولي آنها اهل تسنند يادمان رفته پيام آن مولايي كه فقط ادعاي پيرو بودنش را داريم كه مي گفت: اگر مسلماني بشنود به زور خلخال از پاي زن غير مسلمان كشيده اند وبه اين غصه نميرد مسلمان نيست....

به راستي آيا ما شيعه همان حيدركراريم؟؟؟؟؟؟

خيلي ادعاي مسلمان بودنمان بيايد بلديم غصه بخوريم و حداكثر اينكه به خيابان برويم وبگوييم :مرگ برآمريكا، مرگ براسرائيل،مرگ بر.... بعد هم با ماشين پژو ميرويم خانه مان پاي سفره مي نشينيم به همرا غذايمان كوكاكولا مي نوشيم ،دوستمان را به صرف قهوه يا كافي ميكس مگي ،نستله و... دعوت مي كنيم ،با موبايل نوكيا به خانه زنگ ميزنيم وبا آرامش از مظلوميت مسلمانان ميگوييم وانتظار داريم فرجي بشود يا مصلح موعود بيايد وظالمان را به سزاي اعمالشان برساند تازه خيالمان راحت است كه ما درتظاهرات عليه اسرائيل و.... شركت كرده ايم خوب دينمان هم كه كامل شد.

فراموش كرده ايم ما باخوردن و نوشيدن كوكاكولا،مگي،فانتاو..... استفاده از نوكيا،پژو و....جيب اسرائيل وامثالهم را پر مي كنيم تا تجهيزات جنگي بخرند وبا آن مسلمانان غزه وكسي چه ميداند شايد روزي مسلمانان تمام دنيا را قلع وقمع كنند

خدايا من فقط دلم به حال مسلمانان غزه نمي سوزد،من از آن روز مي ترسم كه نوبت ما هم برسد وآنگاه كسي نباشد به ياري ما برسد.

هنوز هم عاشورا وجود دارد هنوز هم صداي"هل من ناصر ينصرني" به گوش ميرسد (كل يوم عاشورا كل ارض كربلا)

كاش مي توانستم به همه آنان كه هنوز دلشان براي اسلام ومسلمين پر مي كشد بگويم :بياييد لاقل ما اين وسايل را نخريم تا شايد جيب دشمنانمان ديرتر پرپول شود مگرما از مهاتما گاندي رهبر فقيد هندوستان چه كم داريم كه حاضر نشد از صنعت دشمنانش استفاده كند ولو اينكه بميرد تازه او بودايي بود ولي ما مسلمانيم و ادعا داريم دينمان كاملترين دين است.

هنوز هم دير نشده كه صداي ياور خواهي امام حسين را لبيك گوييم

آيا توهم بامن موافقي.........؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 20:17  توسط مهتاب  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 18:55  توسط مهتاب  | 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 18:33  توسط مهتاب  | 

باغ سیب

تو به من خندیدی  وندانستی که من

باچه دلهره ازباغ همسایه

سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

وتو رفتی و هنوز سالهاست

خش خش گام تو تکرار کنان

 میدهدآزارم

ومن اندیشه کنان غرق این پندارم

که چرا ؟

باغچه کوچک ما سیب نداشت

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 12:10  توسط مهتاب  | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 18:35  توسط مهتاب  | 

   آسمون وقف نگاهت گل من

     مانده ام چشم به راهت گل من

     هرکجا هستی وباشی گویم

     که خدا پشت وپناهت گل من

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 9:43  توسط مهتاب  | 

www.alef11.blogfa.com
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 9:39  توسط مهتاب  | 

تصاویرمتحرک وزیبا در:alef11.blogfa.com
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 20:42  توسط مهتاب  | 

گفته بودم چو بیایی غم دل باتو بگویم

                             چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 19:54  توسط مهتاب  |